باور داشته باشید که میشود
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را که زدند بیدار شد و با عجله دو مساله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آن را به عنوان تکلیف منزل داده است به خانه برد و تمام آن روز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هرچند او هیچ یک را نتوانست حل کند اما طی هفته دست از کوشش بر نداشت. سرانجام یکی از آنها را حل کرد و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنهای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد. این مساله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر میرسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجانانگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنهبردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنهای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن میدانست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:51 توسط اسماعیل ریاحی
|
اینجا خبری نیست